بنا بر گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر٬ جعفر ابراهیمی معلم ٬فعال صنفی و از اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران٬ شنبه شب 16 آبان ماه 1388 با قرار وثیقه صد میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
لازم به یاداوری است که هم اینک دستکم ۸ تن از معلمان به نامهای فرزاد کمانگر٬ رسول بداقی٬ هاشم خواستار٬محمد داوری٬ انور حسینپناهی٬ ارسلان اولیایی٬ عبدالله مومنی و ساسان بابایی در بازداشت به سر میبرند.
شیرزاد عبداللهی در یادداشت "کانون صنفی معلمان در بحران" تحلیل خود را درباره کانون صنفی معلمان ارائه داده و ضمن تشریح وضعیت فعلی به عوامل موثر در ایجاد این وضعیت نیز اشاره میکند. او ضمن انتقاد از عملکرد هیات مدیره کانون٬ جهت گیریها و عملکرد کانون را سیاسی و غیر صنفی برآورد کرده و در نهایت به نکوهش کسانی میپردازد که "از راه دور و در کمال امنیت و بی ترس از مجازات ، با تعریف های آنچنانی از معلم و وظایف کانون های صنفی و تزریق نظرات سیاسی و قومی خود و تحمیل بار اضافی بر دوش کانونی که برای دفاع از حقوق معلمان فارغ از سیاست تشکیل شده بود کانون را به راه سیاست و نهایتا انهدام کشاندند."
یادداشت آقای عبداللهی مطلب تازهای ندارد و ایشان پیش از این نیز در وبلاگ خویش به تفصیل به این موارد پرداخته بودند. من پیش از این به سهم خود به تناقضات نظری و خطاهای روشی موجود در یادداشتهای ایشان اشاره کردهام٬ خطاهایی که نادیده گرفتن آنها در مقدمات به نتایج دلخواهی ختم میشود که نویسنده و مخاطب را دچار اشتباه میکند. ایشان همانطور که خودشان هم اذعان کردهاند گاهی از سر عجله و ذوق و بدون دقت کافی مینویسند و بدون ویرایش مطالب نوشته شده را منتشر میکنند.من برای آخرین بار چند نکته را یادآوری میکنم...
ادامه مطلب
رسول بداقی پیش از این نوشته بود چراغ امید چراغی همیشه فروزان است که با آن می توان چراغ صلح و عشق و ایمان را نیز افروخت. اینک نیز آنطور که همسرش خبر می دهد همچنان امیدوار و با روحیه بر رنجی که زندان به ناحق بر او تحمیل می کند غلبه کرده است.
محمد رضا رضایی گرگانی نیز پس از تحمل دو هفته بازداشت بدون دلیل آزاد شد. تداوم بازداشت او علی رغم ازادی سایر دوستانی که همزمان و همراه با ایشان بازداشت شده بودند احتمالا برای اطمینان بیشتر مقاماتی بوده است که از استعفای ایشان علی رغم اعلام رسمی ان مطمئن نبودند. به هر حال اکنون باید به آقایان مسئول امنیت تبریک گفت چون با اطمینان از استعفای رضایی و خاموش شدن موقتی یکی از صداهای آنلاین کانون صنفی معلمان، امنیت کامل برقرار و خیال آقایان راحت شده است.
شیرزاد عبداللهی معلم٬ روزنامه نگار و کارشناس مسائل آموزش و پرورش یادداشت زیر را در واکنش به یادداشت اخیر من با عنوان "پرده دوم٬ کانون صنفی معلمان" نوشته است. با توجه به اینکه وبلاگ شخصی عبداللهی هک شده است٬ ایشان از من خواسته است یادداشتشان را اینجا منتشر کنم.
ادامه مطلب
بنا بر خبر منتشر شده در سایت کانون صنفی معلمان ایران عصر سهشنبه ۱۴ مهرماه ۱۲ نفر از اعضای هیات مدیره و فعالان این کانون بازداشت شدند.
ماموران امنیتی با یورش به منزل علی اکبر باغانی دبیرکل کانون صنفی معلمان٬ محمد رضا رضایی٬ علیرضا جوادی، علیاکبر باغانی، محمود بهشتی لنگرودی، محمود دهقان آزاد، اسماعیل عبدی، مهدی بهلولی، محمدرضا نیک نژاد، خاتون بادپر، مجتبی قریشیان، عباس معارفی و جوادپور را که در جلسه هفتگی کانون حضور داشتند بازداشت کرده و به مکان نامعلومی منتقل کردند. گفتنی است رسول بداقی یکی دیگر از اعضای هیات مدیره کانون صنفی نیز ۱۱ شهریور بازداشت شده بود. کانون صنفی معلمان ایران چند روز پیش و به مناسبت روز جهانی معلم بیانیهای صادر کرده و ضمن ارائه تحلیلی از آموزش و پرورش نوین و مناسبت این روز خواهان آزادی بیقید و شرط معلمان زندانی٬ مختومه شدن پروندههای قضایی فعالان صنفی و رفع محدودیت از فعالیت نهادهای جامعه مدنی شده بود.
مشخص نیست بازداشت فعالان و هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران در شرایطی که امکان برگزاری هر گونه مراسمی به مناسبت روز جهانی معلم از کانونهای صنفی معلمان سلب شده بود به چه بهانهای است. فشارهای امنیتی موجب شده است فعالیتهای تشکیلاتی و صنفی کانون در ماههای اخیر تنها به صدور چند بیانیه ختم شود. با توجه به اینکه علی اصغر ذاتی سخنگوی سابق و عضو کانون در گفتگو با روز انلاین تاکید کرده جلسه روز سه شنبه جلسه هفتگی کانون بوده و قرار نبوده در ان درباره تجمع یا برنامه خاصی تصمیمگیری شود به نظر میرسد این بازداشت گسترده تشکیلاتی صرفا واکنشی است به بیانیه اخیر کانون صنفی...
ادامه مطلب
تجربه پائیز همچون فصل آموختن، با هم بودن، تجدید دیدار کردن و یا آشنائیهای تازه، تجربه منحصر به فرد شغل معلمی است. نظام آموزشی ایران علیرغم تمام ضعفهای ساختاری آن، برای آنانی که از تکرار و سکون بیزارند امکان مطلوبی است. امکان تغییر محل خدمت (مدرسه محل تدریس) و تغییر هر ساله مخاطبان و همکاران یکی از جذبههای آموزش معلمی برای من بوده است. من این شانس را هم داشتهام که در پیگیری تحصیلاتم شهرهای محل خدمتم را هم چند بار تفییر دهم و از جذبه تنوع و تغییر در این فضا بیشتر بهره ببرم و با معلمانی با پس زمینههای متفاوت فرهنگی همکار شده و دوستان ارزشمندی هم پیدا کنم.
من اکنون دومین پائیز دور از مدرسه زندگیم را پس از 29 سال تجربه پائیز همچون فصل مدرسه و کلاس (دوران دانش آموزی و معلمی) تجربه میکنم. اما آنچه تجربه پائیز امسال را برای من دیگرگونه و تلخ میکند نه نوستالوژیای شخصی که تداوم ستمی است که بر دوستان و همکاران معلم در بندم میرود. پائیز امسال را دوستان معلم زندانی چگونه تجربه میکنند؟ دور از کلاس و درس و دانش آموز و اسیر جهالتی که بیش از همه پرسشگری و روشنگری ایشان را تاب نیاورده است. زندانهای کوچک جسم ایشان را دربند کرده است با با روح بزرگشان چه میکنند؟ با دانش آموزانی که پروردهاند چه میکنند؟ مگر میتوانند رویاهایشان و خاطراتمان را که بی هراس بند و بی تجربه حصار به هم در میآمیزند را هم دربند کنند...
ادامه مطلب
وبلاگ شیرزاد عبداللهی از دسترس خارج شده است االبته معلوم نیست این وبلاگ هک شده یا مستقیما توسط بلاگفا مسدود شده است . محدودیتهایی که هر از چند گاهی و در بزنگاههای حساس٬سایت بلاگفا برای کاربران ایجاد میکند عمدتا موقتی است اما در این مورد خاص متاسفانه سایت به طور کامل از دسترس عبداللهی خارج شده و به نظر میرسد آرشیو سایت هم که واجد یادداشتهای جدی و خواندنی درباره مسائل آموزش و پرورش بود از دست رفته است.
همراهی بلاگفا (اختیاری یا ناگزیر؟) با سیاستهای امنیتی جمهوری اسلامی در روزهای حساس و اعمال محدویت عمومی بر وبلاگهای میهمان از سویی و ضعفهای امنیتی آشکار این سیستم از سوی دیگر در نهایت کاربران جدی بلاگفا را متضرر میکند. اما دائمی کردن این محدودیتها همچون این مورد خاص نگران کننده و زنگ خطری جدی برای سایر وبلاگ نویسان منتقدی است که میزبان آنها بلاگفا میباشد٬ اما اشاره من به این مشکل در این یادداشت تنها بهانهای است برای نگاهی کوتاه به وبلاگ "یادداشتهای شیرزاد عبداللهی"
ادامه مطلب
تابستان سال 1382 بود. با حکم قاضی مرتضوی دادستان تهران محمود بهشتی لنگرودی و علی اصغر ذاتی دبیرکل و بازرس وقت کانون صنفی معلمان ایران بازداشت شده بودند. دبیرخانه شورای هماهنگی، کانونهای عضو را برای تشکیل جلسه اضطراری به تهران فراخواند. ادرات اطلاعات استانها مسئولین کانونهای صنفی معلمان را احضار و به انها درباه عواقب حضور در این جلسه هشدار می دادند. انها اتهام همکاران در بند ما را اقدام علیه امنیت ملی، جاسوسی و همکاری با منافقین ذکرمی کردند و ما را انذار می کردند که از متهمانی چنین خطرناک! حمایت نکنیم.
تهدیدها کارساز نشد و جلسه شورای هماهنگی در تهران تشکیل و تصمیم بر این شد تا نمایندگان کانونهای صنفی معلمان به حالت اعتراض مقابل مجلس اجتماع کنند و خواهان ازادی یاران در بند شوند. از مجلسیان جز اینکه وقت ملاقاتی از قاضی مرتضوی بگیرند ظاهرا کار دیگری ساخته نبود. قرار بر این شد که فردای آن روز راس ساعت 8 صبح نمایندگان شورای هماهنگی با دادستان دیدار کنند ...
ادامه مطلب
ادامه مطلب
بنا بر اعلام سایت کانون صنفی معلمان ایران رسول بداقی عضو هیت مدیره کانون صنفی معلمان ایران و مسئول شاخه معلمی "مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران" با هجوم ماموران لباس شخصی به خانه ایشان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
بداقی که از چهره های موثر کانون صنفی معلمان و مدیر یکی از سایتهای وابسته به کانون نیز می باشد پیش از این در اوج اعتصابات معلمی بازداشت شده و مدتی را در اوین گذرانده بود. بازداشت او در این روزهای سخت که فاجعه از هر طرف آوار می شود و هر آن منتظر شنیدن خبرهای تلخ هستیم٬ نگرانی خانواده و دوستان او را در ارتباط با سلامت و امنیت او دوچندان کرده است.
طبیعتا با توجه به فعالیتهای روشن و قانونی بداقی در حوزه عمومی و کنشگری مدنی و اساسا غیر سیاسی - غیر معطوف به قدرت سیاسی- او٬ بازداشت ایشان ناموجه بوده و جز تحمیل استرس و آزار به خانوده بزرگوار ایشان و اعمال فشارهای غیر قانونی برای اخذ اعترافات بی پایه و زهر چشم گرفتن از جامعه معلمی در آستانه گشایش مدارس در سال جدید تحصیلی٬ معنای دیگری ندارد.
طلب آزادی بی قید و شرط این معلم دلسوز و پرتلاش توسط جامعه معلمی و اتخاذ موضع سریع و قاطع از طرف کانونهای صنفی در خصوص بازداشت خودسرانه ایشان٬ پایانی زود هنگام خواهد بر شروع شوم سناریویی که کودتاچیان برای جامعه معلمی و فعالان صنفی طراحی کرده اند.
برگی دیگر از تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین درپیش چشمان حیرت زده و نگران ملت ایران ورق خورد . برگی که می توانست یکی از زیباترین تصویرها را درآلبوم خاطرات تاریخی این ملت ثبت نماید. اما صد افسوس که ذهن کند آزمندان قدرت این بار نیز نتوانست خود را با نیاز زمانه همراه و هماهنگ کند.
ملت و به ویژه معلمان ایران آگاهند که به دنبال اوضاع نابسامانی که دولت نهم درتمامی زمینه ها درکشور ایجاد نمود قراری نانوشته اما عزمی راسخ درمیان بخش گسترده ای از مردم برای تغییر شرایط موجود شکل گرفت تا با استفاده از مطلوب ترین روش ممکن یعنی صندوق های رای و با انتخاب یکی از معدود کاندیداهای مورد تایید حکومت تغییراتی ولو اندک درجامعه ایجاد کنند. اما دریغا که مطلق گرایان مدعی دین و عدالت سازو کارهای رسمی نظام حکومتی خودرا نیز برنمی تابند و هنگامی که اراده ملت را خلاف خواسته های تنگ نظرانه خود می یابند عهد می شکنند؛ درامانت خیانت می کنند و مزورانه فریاد حمایت از دین و قانون سر می دهند...
ادامه مطلب
در گردابی از اخبار تلخ شنیدن خبری خوب امیدوار کننده است. حسن صالح زاده معلم بازداشتی آزاد شد. آزادی صالح زاده پس از بیست روز بازداشت بیدلیل٬ خوشحال کننده است چرا که تجربه نشان داده است این بازداشت بیدلیل می توانست بسیار بیش از این به طول بینجامد. تجربه تلخ فرزاد کمانگر هنوز پیش روی ماست و البته نه تنها فرزاد که تنها از جمع معلمان انور حسین پناهی٬ ارسلان اولیایی و جعفر ابراهیمی در وضعیت مشابهی به سر میبرند و عملا مدتها است که بیگناه و بیپناه در زندان ماندهاند.
اما جدا از امیدواری و انتظار٬ یک سوال اساسی همچنان بیپاسخ مانده است: منطق حاکم بر کارکرد سیستم امنیتی و قضایی ما چیست؟ بر اساس چه منطق حقوقی و عقلایی می توان به صرف ظنین بودن به کسی او را بازداشت و احتمالا پس از رفع سوءظن او را از زندان آزاد کرد. چه کسی پاسخگوی حقوق پایمال شده شهروندی است که به ناحق و به اشتباه بازداشت شده است و نه چند سال و چند ماه که حتی یک روز را بیدلیل در زندان گذرانده است؟ در همین مورد مشخص٬ حسن صالحزاده به اختیار خود به اداره اطلاعات مراجعه کرده و تحقیقات در مورد او بازجویی از ایشان بدون بازداشت کردن ایشان هم ممکن بوده است. براستی جناب دادستان تبدیل به ماشین امضای احکام درخواستهای پیشنهادی بازداشت توسط دستگاههای امنیتی شده است یا ایشان ادله و مدارک لازمی را که بازداشت موقت یک فرد را ناگزیر می سازد از مسئولان امنیتی طلب میکنند؟
من گمان میکنم میتوان از ماموران یا مسئولان سلیم النفسی که در این وانفسای نامردمی موجبات آزدای یک زندانی بیگناه را فراهم میکنند سپاسگزار بود. سپاسگزار بابت اینکه بیآنکه مواخذه شوند و یا از مجازات قانون هراسی داشته باشند هنوز معنای عمل به وظیفه و گوش سپردن به ندای وجدان را میدانند. اما یقین دارم بسیار مهمتر از آن سپاسگذاری٬ طلب پاسخ و مواخذه ماموران و مسئولانی است که به ناحق موجبات بازداشت غیر قانونی و ناموجه شهروندان و نگهداری حتی یکروزه آنان را در زندان فراهم میکنند. جدا از اینکه جامعه از رهگذر این گونه برخوردها اعتماد خود را به نظام قضایی و سیستم امنیتی از دست میدهد٬ آزادی انسان گوهر گرانبهایی است که سلب آن به هر بهانهای پذیرفتنی نیست. به راستی چه کسی پاسخگوی حقوق پایمال شده فرد بازداشتی و خانواده اوست؟
حسن صالحزاده دبیر ریاضی و از فعالین انجمن صنفی معلمان استان کردستان روز چهارشنبه بیست و چهارم تیرماه در پی مراجعه شخصی به اداره اطلاعات برای پیگیری دلایل بازرسی موسسه خصوصی ایشان و ضبط کامپیوتر و مدارک موجود در آنجا٬ بازداشت شده و بدون تفهیم اتهام و یا بازپرسی تحویل زندان سقز میشود. در پی فراهم شدن امکان تماس با خانواده٬ او از دلایل بازداشت خود اظهار بیاطلاعی کرده و از خانواده میخواهد وکیلی برای او اختیار کنند.
پس از گذشت یک هفته به او گفته میشود قرار آزادی او صادر شده و خانواده نیز از این موضوع مطلع میشوند. صبح شنبه سوم مرداد او با همبندیهایش در زندان خداحافظی کرده و و لوازم شخصی و باقیمانده پول خود را هم به ایشان میبخشد. در حیاط زندان اما به او دستبند زده و اعلام میکنند به درخواست اداره اطلاعات استان او به بازداشتگاه آن ادره در سنندج منتقل میشود.
روز دوشنبه پنجم مرداد تعدادی از همکاران ایشان به اتفاق مسئولان انجمن صنفی معلمان در سقز برای پیگیری دلایل بازداشت او و یادآوری مسئولیت آموزش و پرورش برای دفاع از ایشان به مدیریت ...
ادامه مطلب
روایت نقض قانون و بی اعتنایی به حقوق مردم روایتی تکراری ٬ کهنه و دل آزار است. تحدید آزادیهای عمومی٬ به گلوله بستن مخالفین و معترضین٬ بازداشتهای خودسرانه٬ شکنجه و آزار زندانیان٬ عدم رعایت موازین دادرسی عادلانه و صدور احکام نامتناسب خاص این روزها نیست.
منطق رفتاری و روند سیاست گذاری و حکومت داری جمهوری اسلامی را نمی توان جدا از تاریخ طولانی استبداد در این مملکت تحلیل کرد هرچند در تحلیل رویدادهای تلخ این روزها آنچه بیش از هر چیز رخ می نماید فراموشی دیروز و بدیع دیدن امروز است. تمام آنچه امروز دستور کار قدرت مستقر است تداوم سیاستی است که سالهاست پیرو می شود. تمام فاکتورهای بالا که با شدت و ضعف کمتر و بیشتر قبل از انقلاب ۵۷ هم دیده می شد پس از انقلاب هم همچون سیاست مطلوب انقلابیون اعمال شده است.
می توان بر این باور بود که بسیاری از آنانی که در سالیان قبل آمر یا کارگزار ان سیاستهای ضد حقوق بشری بوده اند و اینک خود گرفتار این سیاستها هستند و حقوق اولیه شان توسط دوستان سابق و کارگزاران فعلی به بدترین شکلی پایمال می شود٬ به اشتباه بودن باورهایشان پی برده اند و آنچه درباره کرامت حقوق انسانی و آزادیهای دمکراتیک می گویند صادقانه و باورهای راستین انهاست. اما ایا واقعا می توان بدون نقد گذشته و مشخص کردن نسبت تاریخی خود با ان گذشته چهره جدیدی از خود به نمایش گذاشت؟ نسبت بین رفتارهای یک فرد یا جریان در حوزه اجتماعی در دو برهه تاریخی یا تدوام و تکامل تدریجی است یا تنافر و تناقض. طبیعتا نمی توان تمایلات و علایق دمکراتیک را تداوم یا حاصل روند تدریجی تکامل علایق ضد دمکراتیک دانست.
به راستی چگونه می توان بدون نقد دیروز خویش کارگزار امنیتی٬ نظامی یا سیاسی حاکمیت در دهه ۶۰ را در چهره نماینده تمایلات و تغییرات دمکراتیک امروز دید و باور کرد؟ آنچه امروز ما شاهد ان هستیم چیزی جز بازتولید رفتارها و کنش های ضد دمکراتیک حاکم و غالب در دهه ۶۰ نیست. جز از رهگذر نقد بنیادی آنچه ارمانهای انقلاب و جریان خط امامی حاکم در دهه ۶۰ خوانده می شود نمی توان به نقد واقع بینانه ای از آنچه امروز می گذرد دست یافت.
نقد دیروز دوستان امروزمان تلاشی برای نفی و طرد ایشان در این روزهای دشوار زندان و آزار نیست این نقد تنها گامی برای رسوا کردن سیاستها و شرمسار کردن سیاست گذارانی است که ادامه دیروز را وامدار ضعف حافظه تاریخی امروز ما هستند.
به نام خداوند جان و خرد
مردم آگاه و آزاده
آنگونه که خبر دارید ،در روز ۲۳/4/88 یکی از فعالین انجمن صنفی کردستان در شهرستان سقز به نام آقای حسن صالح زاده که از دبیران مسئول و خوشنام ریاضی در شهرستان سقز هستند،توسط نیروهای امنیتی بازداشت می شوند.و تاکنون در بازداشت بسر می برند.این در حالیست که هنوز خانواده ی ایشان از علت بازداشت وی بی اطلاع هستند.لازم است که به اطلاع عموم رسانده شود که حسن صالح زاده از فعالین انجمن صنفی معلمان کردستان می باشد وجز تلاش برای بهبود آموزش و ارتقاء معیشت معلمان بزه ای مرتکب نشده اند.انجمن صنفی معلمان کردستان ضمن ابراز نگرانی عمیق خود از بازداشت این معلم دلسوز از مقامات استان می خواهد ایشان را فوری و بدون قید و شرط آزاد نمایند.
همکاران فرهیخته ی سراسر کشور
انجمن صنفی معلمان کردستان از شما می خواهد برای رهاندن خانواده ی ایشان از نگرانی و اضطراب با معلمان کردستان هم صدا شوید.
انجمن صنفی معلمان کردستان
بنا به گزارش وبلاگ خبری انجمن صنفی معلمان استان کردستان٬ "حسن صالحزاده" دبیر ریاضی شهرستان سقز و از فعالین صنفی معلمان استان کردستان که چند روز پیش بازداشت شد تماس تلفنی کوتاهی از زندان مرکزی سقز با خانواده ی خود داشته است . او در طی این تماس از خانواده خواسته است وکیلی برای او اختیار کنند.
لازم به ذکر است هنوز مشخص نیست حسن صالح زاده به چه اتهامی بازداشت شده است. با توجه به فعالیتهای صالح زاده در حوزه صنفی این نگرانی وجود دارد که بازداشت ایشان آغازی برای دور دیگری از تشدید برخوردهای امنیتی با فعالین صنفی در کردستان باشد.
حسن صالح زاده از فعالین انجمن صنفی معلمان کردستان در شهرستان سقز بازداشت شد. روز سه شنبه 23/4/88 مأموران امنیتی با مراجعه به آموزشگاه خصوصی متعلق به ایشان به تفتیش وجستجو می پردازند. از آنجا که صالح زاده برای پی گیری امور درمانی به یکی از شهرستانهای اطراف رفته بود موفق به بازداشت او نمی شوند. روز چهارشنبه حسن صالح زاده با مراجعه به حراست آ.پ سقز علت بازرسی را جویا می شود اما انها ضمن اظهار بی اطلاعی از ایشان می خواهند که برای پیگیری موضوع به ستاد خبری اداره طلاعات مراجعه کند . پس از مراجعه صالح زاده به ستاد خبری ایشان بازداشت می شوند. لازم به ذکر است تا کنون دلیل بازداشت ایشان مشخص نشده است .به همسر ایشان اطلاع داده شده است که اکنون صالح زاده در زندان مرکزی بسر می برد .آقای حسن صالح زاده از دبیران موفق و خوشنام ریاضی شهرستان سقز می باشد.
منبع خبر : وبلاگ انجمن صنفی معلمان کردستان
جنبش اعتراضی مردم در اعتراض به تاراج ارایشان 18 روز دشوار و تلخ را پشت سر نهاده است. دهها شهید، صدها زخمی و هزاران زندانی و روان رنجور و غرور اسیب دیده مردمی که مشارکت انتخاباتی در چارچوبهای جمهوری اسلامی را پذیرفته و گمان می کردند نظام سیاسی قواعدی را که خود وضع کرده نقض نمی کند. شورای نگهبان انتخابات را تائید کرده است و فروکش کردن موج و دامنه اعتراضات خیابانی در کشور ظاهرا نشان از ان دارد که سیاست سرکوب خشن و مشت اهنین دست کم در کوتاه مدت جواب داده است.
شاید اینک زمان مناسبی برای طرح این پرسش باشد که چرا کردها در اعتراضات اخیر مشارکت نکرده و مناطق کردنشین در ایران به استثنای یک یا دو روز تظاهرات در کرمانشاه روزهای ارامی را سپری کردند؟
مفروض بحث این است که با توجه به فضای سیاسی کردستان در ایران و و نارضایتی عمومی موجود در انجا باید کردها در اعتراضات عمومی مشارکت کرده و با استفاده از فضای رادیکال موجود ضمن ابراز نارضایتی خود از وضعیت موجود و تاراج ارایشان از طرفی، علایق و مطالبات سیاسی خود را هم پیگیری می کردند. مراد از کردستان در این یادداشت استان های کردستان و کرمانشاه و مناطق و شهرهای کردنشین در استان آذربایجان غربی می باشد.
برای ورود به بحث نخست باید قوت و ضعف مفروض اولیه خود را بسنجیم.
تاریخ سی ساله کردستان پس از انقلاب 57 نشان می دهد که سیاسی بودن کردستان و انباشت مطالبات سیاسی کردها فرضی درست بوده و تلاش و تحرکات سیاسی رادیکال و مدنی در تمام این سالها تواما و یا مستقل در انجا دیده شده است. در دوره مورد بحث هر سال شاهد رویدادی جدید یا بازخوانی و سالگرد رویدادی بوده ایم که به تحرک سیاسی عمومی در سراسر کردستان و یا بخشهایی از ان منجر شده است.
در تمام سالهای پایانی دهه 50، دهه 60 و سالهای اولیه ده 70 شمسی، کردستان شاهد درگیری و جنگ مسلحانه بین احزاب اپوزیسیون کرد و نیروهای دولتی بوده است. مبارزه مسلحانه ای که اگر مستظهر به حمایت تقریبا عمومی و البته غیر علنی مردم از احزاب اپوزیسیون نبود چه بسا بسیار زودتر توسط ماشین نظامی دولتی به شکست و حاشیه رانده می شد...
ادامه مطلب
هر روز ساعتها خبر و تحلیل میخوانم و هر روز سرخوردهتر از روز قبل٬ می کوشم به فردایی که باید بهتر باشد امیدوار بمانم. روز انتخابات با این فرض که موسوی برنده انتخابات خواهد بود مطلبی نوشتم اما قبل از ادیت نهایی و انتشار یادداشتم٬ ورق برگشت و سقط جنین صندوق انتخابات باعث تولد دوباره نوزاد نارس شد. پیامد این فاجعه که اعتراضات مسالمت آمیز مردم و سرکوب خونین آنان توسط نامردمانی بود که اعتراض مردم را ناسپاسی نابخشودنی و کفران نعمت "ولایت مهر و عدل" خویش میدانند٬ چهره واقعی گزاره "مهرورزی با بندگان خدا را " آشکار کرد.
ظاهرا کشتن دیگران برای کسانی که "مرگ کسب و کار ایشان است" بسیار آسان است٬ سهل و ساده همچون کشتن شبانه ۵ دانشجوی بیدفاع در کوی دانشگاه تهران با قمه و تفنگ و ساطور٬ شجاعانه و کامیاب همچون گشودن آتش از پشت بام یک ساختمان بر مردمی که "شعار" میدهند و گلوله دریافت میکنند٬ و بیشرمانه و رذیلانه همچون کشتن "ندا"٬ "شلیر"٬ "حسین"٬ "کیانوش" و بسیاری دیگر در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران است.
سیاست خشونت عریان و سرکوب معترضان به هر شیوه ممکن٬ ظاهرا موفق نشان داده است و از حجم و شدت اعتراضات مردمی کاسته شده است. دهها و به روایتی بیش از یکصد شهید٬ صدها مجروح و هزاران نفر بازداشت شده و روان زخم خورده ملتی که بیش از یکصد سال است جاده دمکراسی را افتان و خیزان میپیماید و همچنان در راه است٬ محصول اعمال قدرت نامحدود و سیاست غیر پاسخگو است. قدرتی که انتقاد از آن ناموجه و مستوجب کیفر باشد و حدود آن مقدس فرض شود خود را محق به اعمال هرگونه سیاستی میداند و هرگونه مخالفتی را با مشت آهنین پاسخ خواهد داد.
همه ما کم و بیش و برخی از چهرههای شاخص اصلاحطلبی (اکنون قربانی و در معرض خطر)٬ بیش و بیشتر در ایجاد فضای کنونی سهیم هستیم. سکوت در برابر اعمال غیر قانونی "قدرت" و سرکوب "دیگری" و البته گاهی مشارکت خاموش و یا آشکار در آن اعمال٬ در هر مقطعی از تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی٬ به تدریج صاحبان قدرت مطلقه و مقدس را به این نقطه ناگزیر میرساند که دایره خودیها را روز به روز تنگتر کرده و در نهایت قواعد نیمبند بازی شبه دمکراتیک خویش را نیز نقض کرده و خودیها را نیز برنتابیده و حذف کند.
اکنون ما هستیم و حکومتی با خشونت عریان شده و دولتی فاقد مشروعیت که سودای قدرت دائمی دارد و الگوی "رئیس جمهور دوست و برادر هوگو چاوز" را برای حل معضل ریاست جمهوری در دوره سوم در اختیار دارد. چه خواهیم کرد با این پیچ تند در این جاده یکصد ساله دمکراسی؟ کی این مسافر به مقصد خواهد رسید و این بار به زمین خواهد نشست؟ این خونهای به ناحق ریخته شده کی دامنگیر خواهد شد؟
بهاره از من دعوت کرده است که درباره دلایل عدم مشارکت مردم کرد و کردستان در اعتراضات اخیر بنویسم. خود او البته اشارهای اجمالی به تحلیلهای ارائه شده در این باره کرده است. این یادداشت هم در واقع باید به موضوع فوق میپرداخت اما ورود به زاویهای از بحث٬ پرداختن به زاویه دیگر را به حاشیه راند. هر چند در این مورد خاص حاشیه و متن هر دو واجد تاثیرات ایجابی (مشارکت در مرکز) و سلبی ( عدم مشارکت در حاشیه) بسیار مهمی هستند. به باور من عدم مشارکت مردم کرد در تحرکات اعتراضی اخیر متاثر از دلایل سیاسی٬ تاریخی و امنیتی چندی است. من میکوشم صورتبندی مناسبی از این دلایل در یاداشت بعدی ارائه دهم.
اگر تمام آن شور و هیجان و اجتماعات خیابانی در زمان تبلیغات انتخاباتی در ایران واقعا روی داده باشد٬ نتیجه اعلام شده انتخابات تنها به یکی شوخی زشت یا یک دروغ ناشایست میماند. اکنون وقت ان است که کروبی و موسوی برای صیانت از ارای مردم انگونه که مدعی ان بودند موضع گیری عملی و جدی داشته باشند. برخی خبرها حکایت از بروز ناامنی در قسمتهایی از شهر تهران می کند. قاطعیت کروبی و موسوی در این مقطع می تواند هم دروغ بزرگ را رسوا کند و هم مانع فدا شدن آزادی و حتی جان شهروندانی شود که تحریف نتایج آرایشان را برنمیتابند.
موضع صریح دو کاندیدای اصلاح طلب اگر معطوف به ریشه مشکل و طلب پاسخ از رهبر باشد رهبر را وادار به واکنش اشکار میکند٬ واکنشی که تکلیف مردم٬ انتخابات و آینده نظام سیاسی ایران را مشخص می کند. این طلب پاسخ و تحویل مسئولیت باید متوجه شخص رهبر باشد چون بدون چراغ سبز ایشان چنین نتیجهای از این صندوقها بیرون نمیآمد. کوتاهی و مسامحه گری کروبی و موسوی در این باره و در این مقطع٬ نه تنها خیانت به ارا مردم که خیانت به امید و آینده مردم است.
بیانیه ی انجمن صنفی استان کردستان
به نام خداوند جان و خرد
همکاران آگاه وفرهیخته
همانگونه که اطلاع دارید در طی روزهای اخیر با حاد تر شدن رقابت بین جناحهای مختلف برای انتخاب کاندیدای مورد نظر شان ،هماره این سئوال به نظر می آید که کدام یک از آنها می تواند انتخاب بهتر باشند؟ ...
ادامه مطلب
کانون صنفی معلمان ایران میثاق نامهای را تهیه کرده و آن را برای مهدی کروبی و میر حسین موسوی ارسال کرده و از انها خواسته است در صورت موافقت با متن میثاق نامه آن را امضا کنند. ستاد مهدی کروبی پاسخ میثاق نامه را با امضای ایشان ارسال کرده است. ستاد میر حسین موسوی اما با این بهانه که ایشان در دسترس نیستند پاسخی را با امضای مسئول شاخه فرهنگیان ستاد به کانون صنفی معلمان ارسال کرده است. نوع واکنش دو ستاد فوق و متنی که هر ستاد در پاسخ به نامه کانون ارسال کردهاند تامل برانگیز است. برای من خواننده٬ پاسخ ستاد کروبی مقبولتر و در فردای پیروزی احتمالی مهدی کروبی قابل استنادتر است. به بیان دیگر میتوان مطالبات طرح شده در میثاق نامه را فردای انتخابات به ایشان یاداوری کرد و تخطئی احتمالی ایشان را از تعهدی که برای خود ایجاد کردهاند به استناد پاسخ موجودشان به چالش کشید. ذات کار سندیکایی چنین دستور کارهایی را اقتضا میکند. دستور کاری که جهت گیری و اولیتهای اساسی ما را فارغ از ملاحظات آنی مشخص میکند. پاسخ ستاد میر حسین موسوی اما با توجه به اینکه شان ایشان اقتضا نفرموده است که شخصا پاسخگوی یکی از بزرگترین تشکلهای صنفی ایران باشند٬ در درجه اول این امکان را برای ایشان فراهم میآورد که در فردای پیروزی احتمالی از زیر بار هر تعهدی شانه خالی کنند چرا که میتوانند مدعی شوند موضوع امضا چنین میثاق نامهای بدون اطلاع ایشان بوده است و در ثانی حق تحفظی که در پاسخ ارسال شده آمده است عملا چنان موضوع را کشدار میکند که میتوان از ان هزار تفسیر نمود. لینک میثاق نامه و پاسخهای دو کاندیدا پیوست است.
http://www.moalleman1.com/?mode=ContinuedPost&id=492572
میتوان بر قله دانش نظری خویش نشست و نامهای بسیاری را که بزرگ میخوانیمشان ـ حتی نام خویش ـ را با لهیب خشمی ناگهان لکه دار کرد. میتوان با نثری آشفته و پرخاشگر بر دیوار بزرگ منطق نظری استوار و بلاغت کلامی رشک انگیز خویش ترکی زشت ایجاد کرد و از بلندای جایگاه رفیع خویش به تصور باطل حقارت دیگری که ما را به پرسش و نقد نواخته است طعنه زد. میتوان با توهم سحر کلام٬ رنج سی ساله دیگری را به بهانه اشتباه او در ندانستن تفاوت میان عناوین به سخره گرفت و چنگال فقر عملی اخلاق خویش را به صورت بیادعایی ادبی دیگری کشید....
به راستی چه حکمتی است که مراد و فیلسوف روشنفکری دینی وطنی انگاه که خشمگین میشود و از نقد دیگری ناخوشنود، قلم دوست و همرا صدیق سالهای دهه شصت خویش و دشمن امروز خویش را اینک از کیهان امانت گرفته منتقدان را چنین ادیبانه نوازش می دهند؟ به راستی چرا درخواست اینکه "بابت نقشی ( ولو به مدعای خودتان اندک) که در ستاد انقلاب فرهنگی داشته اید اینک که دیگرگونه میاندیشید و مدارا و تساهل و دمکراسی میجوئید باید پاسخگو باشید و عذر تقصیر بیاورید" چنان آشفتهتان میکند که جز با قلم برادر شریعتمداری خشمتان فرو نمینشیند؟
ادامه مطلب
در پیگیری اخبار تجمع معلمان در ایران اولین چیزی که مخاطب را شگفتزده میکند فقر آشکار اطلاعات تصویری مربوط به این تجمعات در فضای اینترنت است. در واقع علیرغم حجم قابل قبولی از اصلاعات نوشتاری٬ فیلم و گزارشهای تصویری مربوط به تحرکات صنفی معمان در اینترنت بسیار کمیاب هستند. این خلاء تصویری البته بیش از هر چیز ناشی از اقدام خودسرانه ماموران امنیتی در ضبط دوربین و موبایل همکارانی است که از این مراسم تصویر برداری میکنند. دو فیلم کوتاه از تجمع معلمان سقز در اردیبهشت ۱۳۸۷ (سال گذشته) در دسترس من است که با کمی تاخیر! در اینجا منتشر میکنم. امیدوارم انتشار این فیلمها فتح بابی باشد برای انتشار سایر فیلمهای مربوط به تجمعات معلمان که در اختیار همکاران است. برای دیدن فیلمها روی لینکهای زیر کلیک کنید.
گزارشهای "شار نیوز" سایت خبری شهرستان سقز٬ از تجمع معلمان این شهرستان و "زانیاری" سایت انجمن صنفی معلمان استان کردستان از تجمع معلمان در سنندج خواندنی است. به باور من مهمترین بخش این گزارشها متن قطعنامه پایانی تجمع آنها است که به روشنی نشان میدهد خواسته معلمان در ایران آنگونه که بعضی تریبونهای خاص ادعا میکنند تنها معیشتی نیست و تلاش برای ارتقای سطح معیشت معلمان تنها یکی از خواستههای معلمان در ایران است. علیرغم لینک به اصل هر دو گزارش٬ من با اجازه شارنیوز و سایت زانیاری عین گزارش آنان را اینجا بازنشر میکنم.
گزارش تجمع معلمین شهرستان سنندج
امروزدوشنبه 14/2/1388 برابر فراخوان شورای هماهنگی کانون های صنفی معلمان سراسر کشورحدود 1000 نفر از فرهنگیان شهرستان سنندج در حیاط سازمان آموزش و پرورش استان کردستان ...
تجمع معلمان در محوطه اداره آموزش و پرورش سقز
در حالی که مسئولان اداره آموزش و پرورش در سالن شهید بهشتی سقز مراسم بزرگداشت روز معلم برپا کرده و از جمعی از معلمان تقدیر می کردند، گروهی دیگر از معلمان معترض سقزی دعوت انجمن صنفی معلمان را اجابت کرده و...ادامه مطلب
تداوم منطقی هر بحثی تنها در پرتو حداقلی از توافق بر تعاریف اولیه (یا دست کم استدلال معرفتی برای بازسازی و باز تعریف همان مبانی٬ حسب مورد) و باور طرفین مباحثه به تکثر وجودی گوهر حقیقت و آمادگی عقلایی آنان برای تغییر احتمالی دیدگاههایشان در پرتو این باور است. به بیان سادهتر٬ طرفین خود را واجد تمام حقیقت نمیدانند و آماده بازسازی باورها و داوریهای خود هستند.
در گفتگوی مکتوب میان من و آقای شیرزاد عبداللهی دو شرط مذکور حاصل نشده است و گفتگو در مدار باطلی گرفتار آمده است. نوشتهها و مدعاهای طرفین در معرض قضاوت مخاطبان است و خواننده از منظر خود و بیواسطه ما٬ قرائت خود را از آن به دست میدهد...
ادامه مطلب
هر خواننده ای که متن کامل یادداشتهای آقای عبداللهی را نخوانده باشد میتواند با رفتن به وبلاگ ایشان آنها را بخواند و من یا دیگری اساسا قادر به سانسور دیدگاههای ایشان نیستیم و نگرانی عبداللهی در این خصوص چندان موجه نیست. در حقیقت وقتی متنی منتشره در اینترنت را نقد میکنیم آن متن به طور کامل در فضای اینترنت در معرض دید خواننده است و لذا این تصور که منتقد باید عین متن مورد نقد را باز نشر دهد تصور صحیحی نیست. اما در این مورد خاص٬ انتقاد از کوتاهی من در گذاشتن لینک یادداشتهای مورد نقد انتقاد بجایی است و البته از این باور من ناشی شده بود که خواننده این وبلاگ حتما با وبلاگ آقای عبداللهی آشناست. در هر صورت من لینک یادداشتهای آقای عبداللهی را که در یادداشت نقد شدهاند برای اطلاع خوانندگان اینجا میگذارم.
۱-شکست طیف تجاری- سیاسی کانون ۲-چرا با اعتصاب معلمان مخالفم
با عجله نوشتن معمولا کار دست نویسنده میدهد. گاهی این عجله که با شوق بیان حقایق مهم و افشای رازهای بزرگ همراه است٬ چنان نویسنده را هیجان زده میکند که حاصل قلم در فردای این "تب هذیانی گرم" عرق سرد شرم بر پیشانی او میآورد. این فرازهایی از دو یادداشت جناب آقای شیرزاد عبداللهی معلم٬ روزنامه نگار و کارشناس مسائل آموزش و پرورش درباره کانون صنفی معلمان و اعتصاب اخیر معلمان در ایران است:
" تعداد مدارسی که در سراسر کشور مطابق اطلاعیه کانون هر سه بند اعتصاب را اجرا کردند شاید به ده مدرسه نرسید..."
"کانونهای شهرستانها و طیف صنفی کانون تهران خود را از این ماجرا جویی بی نتیجه و سیاسی- انتخاباتی دور نگهداشته اند..."
"پس شرافت معلمی شما کجا رفته است ؟بیانیه با وجدان و روحیه معلمی در تضاد بود ..."
...
درباره این دو نوشته اخیر آقای شیرزاد عبداللهی حول موضوع اعتصاب معلمان چگونه باید اندیشید؟ مخاطب این نوشتهها چه خوانشی از متن به دست میدهد و چه نسبتی با آن برقرار خواهد کرد؟ این نوشته ها تا کنون دو گونه قرائت را به دست داده است:
ادامه مطلب
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است.
1- روز یکشنبه ششم اردیبهشت 1388معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه وکلاس درس از تدریس خودداری نموده ، دانش آموزان را نسبت به دلایل انجام این حرکت آگاه خواهند کرد.
2- روز دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه ازرفتن به کلاس خوداری کرده ودر حفظ نظم کلاس ومدرسه با مدیران ومعاونان محترم مدارس همکاری خواهند کرد.
3- روز سه شنبه هشتم اردیبهشت ماه 1388 به عنوان روز اعتراض ملی معلمان نامگذاری شده وتمامی معلمان ازحضوردرمدرسه خود داری خواهند نمود.
بدیهی است چنانچه حداکثر تا پایان روز دهم اردیبهشت 1388 احکام جدید،مطابق قانون مدیریت خدمات کشوری بطورکامل واز 1/1/1386 صادر نشود،حق برگزاری اعتراضات گسترده تر را خصوصا در هفته ی معلم برای همکاران فرهنگی محفوظ میدانیم...
ادامه مطلب
واگذاری چهار هزار مدرسه در سراسر کشور به حوزههای علمیه
معاون مالی و اداری مرکز مدیریت حوزههای علمیه خواهران گفت: تفاهم نامه واگذاری بیش از چهار هزار مدرسه در سراسر کشور به امضای مدیر حوزه علمیه قم و وزیر آموزش و پرورش رسید. اصغر عبداللهی در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این خبر گفت: در این تفاهم نامه که به امضای آیت الله مقتدایی به نمایندگی از حوزه علمیه و علی احمدی وزیر آموزش و پرورش رسید، 4 هزار و 200 واحد آموزشی در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان به مدت 5 سال به مراکز حوزوی واگذار میشود.
وی افزود: در این تفاهم نامه تأمین فضای آموزشی در قالب واگذاری مدارس، تأمین مدیر با توافق حوزه، تأمین کادر تخصصی برعهده وزارت آموزش و پرورش، تأمین محتوای دینی و فرهنگی، فعالیتهای فوق برنامه فرهنگی و تربیتی و ارائه خدمات مانند مستخدم و تأمین هزینههای جاری از تعهدات حوزه است.
وی با بیان اینکه اجرای این آییننامه منوط به تدوین آییننامه و ضوابط اجرایی است گفت: پیشبینی میشود با تدوین این مقررات، گروهی از این مدارس در مهر ماه سال جاری به حوزههای علمیه واگذار شود.
معاون مالی و اداری مرکز مدیریت حوزههای علمیه خواهران گفت: با امضای این تفاهم نامه، امکان واگذاری مدارس آموزش و پرورش به نهادهای مختلف حوزوی مانند مرکز مدیریت خواهران و برادران، جامعه المصطفی العالمیه و دیگر نهادهای حوزوی فراهم شده است.
