تبليغاتX
گزارش اقلیت

     اشاره : درباره بحث (به بیان بهتر درگیری کلامی) مابین کانونهای صنفی از یک طرف و آقای شیرزاد عبداللهی از طرف دیگر حول مبحث سیاست و  امر صنفی یادداشتی نوشته بودم که به دلایلی انتشار آن به تعویق افتاد و مطمئن هم نیستم که اکنون زمان مناسبی برای انتشار باشد. مقدمه آن یادداشت اما هنوز موضوعیت دارد و متاسفانه به نظر نمی‌رسد به این زودیها هم چنین یادآوریهایی از موضوعیت بیفتد. آن مقدمه در پی می‌آید.

     بحث سیاست و صنف و یادداشتهای تند و تیز طرفین مباحثه در وبلاگهای معلمان و کانونها از اهمیت زیادی برخوردار است. ماهیت حرکت صنفی٬ امر سیاسی و رابطه نظری بین انها و تعامل یا تنافر آن دو در عرصه عمل از ابعاد مهم این مبحث هستند و در مرکز بحث قرار می‌گیرند . روشن شدن ابعاد موضوع در پرتو یک دیالوگ جدی کمک می‌کند تا تحلیل وضعیت فعلی بر مبنای یک پایه تئوریک٬ کاستیها و فرصتها و محدودیتهای کانونها در عرصه عمل را اشکار کند. در چنین فضایی می‌توان گامهای اولیه را برای طراحی استراتژی بلند مدت کانونهای صنفی برداشت و با طراحی تاکتیکهای متناسب٬ هزینه ها و دستاوردها را تا حد ممکن مدیریت کرد. آیا یادداشتهای منتشره در این خصوص در وبلاگهای فوق‌الذکر به نتایج مثبت بالا ختم خواهد شد؟... 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شاهد علوی  در ساعت  | لینک  | 

      ماموران زندان اوین دوشنبه شب ۴ آذر فرزاد کمانگر را از سلول خود در بند ۲۰۹ زندان به بند دیگری منتقل می‌کنند. قرار است اجرای احکام زندان اوین سحرگاه چهارشنبه حکم اعدام تعدادی از محکومین به اعدام را اجرا کند. ماموران منتقل کننده فرزاد نیز در حین انتقال توام با ضرب و شتم او با گفتن کلماتی همچون "شهید" به شیوه‌ای تمسخرآمیز فرزاد را خطاب قرار داده و به عمد هم‌سلولیهای او را که روز بعد از آن با خانواده‌های خود ملاقات دارند از قصد احتمالی مسئولین زندان برای اجرای حکم اعدام فرزاد آگاه می‌کنند. هدف تست کردن واکنش افکار عمومی به شنیدن خبر "احتمال اجرای حکم اعدام فرزاد کمانگر" است. خبر سریعا منتشر شده و زنجیره واکنش‌هایی را به دنبال دارد: بروز درگیریهای پراکنده در شهر کامیاران بین مردم و نیروهای امنیتی٬ اعلام تصمیم کاروان حجاج اعزامی از این شهرستان دال بر انصراف از تشرف به حج در این شرایط و موج گسترده واکنش منفی افراد و سازمانهای مختلف به این احتمال تلخ. اجازه ملاقات وکیل فرزاد با او٬ تماس تلفنی با خانواده و انتقال دوباره فرزاد به بند ۲۰۹ و ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شاهد علوی  در ساعت  | لینک  | 

        حکایت این روزهای من٬ آرزوی نوشتن است و دریغ از فراغتی و فرصتی برای نوشتن... این البته آیه یاس نیست که حدیث استجابت دعای خیر دوستان است!  " تو که اینجا عملا در مرخصی دائمی به سر می‌بری! هروقت بخواهی می‌آیی و هر وقت بخواهی می‌‌روی. انشاالله در غربت معنی کار کردن را درک می‌کنی و ... " جای دوستان خالی که مستجاب الدعوه شدند! کار می‌کنم و البته با این وضعیتی که من کار می‌کنم هر روز کاریم را می‌توان به حساب دو هفته بدهی گذاشت . با این اوصاف ۱۵ سال بدهی آسان کاری و یا به قول اخوی٬ "بیکاری" را می‌توان در یکسال صاف کرد. البته من دارم تخفیف کلی می‌دهم چون بنا بر امار (کدام آمار؟) ساعت مفید کار اداری در ایران کمتر از یک ساعت در روز است و من هم در سالهای مشاوره (و نه تدریس) کارم یکجورهایی و بلکه همه جوره! اداری بود. اما من اکنون و در این ولایت ۱۰ ساعت دقیق و چیزی هم بیشتر در روز (دقیقا روز در ایران حالا گیرم اینجا شب باشد!) کار می‌کنم. البته کلا کار کردن در اینجا "زیادی و بدجوری کار کردن" است. به هر حال قرض من به زودی صاف می‌شود. لذا از دوستان عزیز مستجاب الدعوه دعوت ( صنعت جناس را خوب آمدم؟) می‌کنم از دعاهای خوب و ترجیحا نان و آبدار دریغ نکنند٬ حیف است حالا که دعای شرشان بر سر مبارکمان همه رقمه آوار شده از دعای خیرشان محروم شویم٬ بلکه اجابت شد!

   پ ن ۱: به بحث سیاست و فعالیت صنفی در پست بعدی اشاره کوتاهی خواهم کرد. چند خطی نوشته‌ام که فردا (کی؟) آن را منتشر می‌کنم. 

   پ ن ۲: از دوستان بزرگواری که علی‌رغم رکود یک ونیم ماهه وبلاگ از سرزدن و ابراز لطف دریغ نکردند٬ سپاسگذارم . 

 

نوشته شده توسط شاهد علوی  در ساعت  | لینک  |